Tuesday، August 11، 2009

خروج 18.5 میلیارد دلار از ایران خالی بندی بود!


به نام حضرت دوست
سلام
این مطلب رو در حالی بخونید که نویسنده ی این بلاگ رو بی سواد فرض می کنید.
آقا من اصلاً نه از سیاست می فهمم نه از اقتصاد.
چندی پیش سایت خبری تابناک-سایت آقای محسن رضایی- به نقل از یک منبع نیمه آگاه(!) اعلام کرد که 18.5 میلیارد دلار(یعنی باهاش میشه تهران رو خرید!) با کانتینر و تریلر از کشور به مقصد ترکیه خارج شده که شامل 7.5 میلیارد دلار اسکناس و 20 تن طلا به ارزش 11 میلیارد دلار بوده.خبر اینجاست و اینجا به دولت گیر دادند
اصلاً دورنمای این خبر من رو یاد کارتون دانلد داک-اون اردک پولداره- میندازه.

منبع فوق الذکر اعلام کرد که این پول ها متعلق به یک تاجر ایرانی به نام صفاریان بوده و دولت ترکیه پول ها رو توقیف کرده.
این آدم که تا حدی باهوش بوده که اینقدر پولدار بشه آیا راه بهتری برای خروج پولهاش از ایران پیدا نکرده؟اصلاً سوال اینه که شما 18 و اندی میلیارد دلار پول رو از کدوم بانک کشیدی بیرون و 20 تن طلا از کجا خریدی که کسی نفهمیده.
بعد خدایی چه کسی سال 2009 با کانتینر پول حمل می کنه.سرتون رو درد نیارم.اصل کلام چیز دیگریست.این خبر یک گاف بزرگ برای آقای محسن رضایی و سایتش به حساب میاد که تازه کلی طرح اقتصادی داشت.قبل از این که گاف مورد نظر رو بگم این رو بهتره بدونید که این خبر به سرعت و با خوشحالی توسط نشریات مخالف دولت انتشار یافت.طوری که انگار دولت 18.5 میلیارد دلار برای تحکیم مناسبات با ترکیه،تقدیم اردوغان کرده است. آقا محسن، اگر می خواهی وصله بچسبونی بگو 5 میلیون، 10 میلیون،آخرش 50 میلیون،نه 18 میلیارد.این خنده داره.همه ی نشریات مخالف دولت که این خبر رو چاپ کردند یا در سایتشون قرار دادند گفتند 7.5 میلیارد دلار اسکناس و 20 تن طلا به ارزش 11 میلیارد دولار (؟!)
هر اونس طلا رو بگیریم 920 دلار(که افزایش پیدا کرده)
هر اونس معادل 35.27396 کیلوگرم است.
یعنی یک کیلو طلا شد 32,452 دلار و 4 سنت و خورده ای
هر تن معادل 1000 کیلوگرمه
یعنی هر تن طلا شد 32,452,043$
این عدد رو ضرب در 20 کن میشه 649,040,860$
یعنی 20 تن طلا میشه ششصدو چهل و نه میلیون و چهل هزارو هشتصد و شصت دلار!
که با 11 میلیاردی که شما اعلام کردی 10,350,959,140$ تفاوت داره.
یعنی بیش از 10 میلیارد دلار
جالب ترین قسمتش تیتر خبر در سایت تابناکه:
"خبر خروج عجیب 18.5 میلیارد دلار سرمایه ایران، باعث حیرت کارشناسان شد.
"
ما هم همگی از حیرت کارشناسان متحیر شدیم!
و با فرض اینکه من بی سوادم و این گاف رو کشف کردم، انتظار دارید مردم فهمیده ی ایران این شایعه رو باور کنند؟
به قول احمدی نژاد: ((آقا محسن)) نکته دانانند در عالم بسی.
بعد از این حساب کتاب ها احساس می کنم تئوری های اقتصادی محسن رضایی برای ریاست جمهوری رو باید دوباره بازبینی کنم ببینم اون ها هم همینجوری حساب کتاب شدند؟بعدش ببینم محسن در مجمع تشخیص مصلحت، اخیراً برای ایران چه مصلحتی تشخیص دادند؟!

Friday، July 17، 2009

کروبی

شيخنا! دیار فانی یا دیار باقی؟

شیخ اصلاحات که در دادن بیانیه گوی سبقت را از موسوی ربوده، اخیرا نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه مرقوم فرموده که از سیر تا پیازش را روزنامه اعتماد ملی چاپ کرده. کروبی در بخشی از این نامه آورده: «ممکن است که کروبی را هم به دیار فانی بفرستند اما ملت زنده می‌ماند و حق خود را می‌گیرد».

ما نه که مناظره کروبی و احمدی‌نژاد را دیده بودیم تا به حال خیال می‌کردیم شیخ اصلاحات، فقط عربی‌اش ضعیف است، نگو فارسی را هم همچین درست و حسابی بلد نیست. اینکه حالا یکی بعد از یک عمر «ضرب زید» خواندن، نداند که «عربی» به خلیج برمی‌گردد یا به دول خیلی بد است، از آن بدتر این است که آدم معنای دیار باقی و دیار فانی را نداند.

فرق فانی را با باقی نداند. ببین شیخ! یکی می‌خواهد بمیرد، می‌گویند یارو از دیار فانی به دیار باقی رفته. یعنی از این دنیا یک تک پا رفته آن دنیا. یعنی فاتحه! حالا این دنیا می‌شود دیار فانی، آن دنیا می‌شود دیار باقی. پس به آخرت می‌گویند دیار باقی. ما الان در کدام دیاریم؟ در دیار فانی. چرا؟ چون هنوز در این دنیا هستیم، خب! حالا آمدیم و رفتیم آن دنیا. ما در اصل رفته‌ایم به دیار باقی. با این حساب شما اگر الان قرار باشد به جایی بروید، آن دیار، دیار باقی است، چرا که شما همین الان که دارید زندگی می‌کنید در دیار فانی هستید. آدم از دیار فانی به دیار فانی که نمی‌رود. می‌رود دیار باقی. البته این لامصب حفظ کردنش آنقدرها هم سخت نیست. باید آن را شرطی کرد. بچه‌ها هم این را می‌دانند که دیار فانی یا دار فانی به همین دنیا می‌گویند. یعنی اگر شما هر جا از شهرام جزایری پول گرفتید، آنجا دیار فانی است. در دیار باقی از این خبرها نیست. آن دیار فانی بود که می‌شد 300 میلیون از شهرام جزایری پول گرفت. یعنی هر وقت یادتان رفت، فوری یاد شهرام جزایری بیفتید. شهرام می‌شود دیار فانی، آخرت می‌شود دیار باقی. حالا می‌خواهم ببینم به عمادالدین باقی می‌شود گفت عمادالدین فانی؟ فانی، فانی است، باقی، باقی است.

شمس‌الواعظین هم شمس‌الواعظین است. مهاجرانی هم الان در لندن است. البته هیچ بعید نیست جناب کروبی به سایر زبان‌ها به جز عربی و فارسی مسلط باشد. شاید انگلیسی شیخ اصلاحات قوی باشد. شاید اسپانیولی را حرف می‌زند مثل بلبل. حالا یکی فارسی و عربی‌اش یک مقدار مشکل دارد، به جایش می‌بینی ایتالیایی را از مالدینی بهتر حرف می‌زند. وانگهی! تو به صد زبان زنده دنیا مسلط باشی، نتوانی 300 میلیون از شهرام جزایری پول بگیری، به درد جرز لای دیوار هم نمی‌خوری. اصلا تو دیکشنری متحرک؛ به چه درد می‌خورد؟ حالا هزاری هم فرق میان دیار باقی با دیار فانی را بدانی. فکر نان کن که خربزه آب است. مردی برو یک دوست ردیف کن که 300 میلیون از او به تو بماسد. حالا از دیار باقی می‌خواهی به دیار فانی بروی، از باقی به فانی می‌خواهی بروی، نمی‌دانی اصلا از کدام طرف بروی، فکرش را هم نکن!

منبع: رجا نیوز

Saturday، June 20، 2009

متن نامه ی سفارت بریتانیا به وزارت امور خارجه

به نام حضرت دوست...
40 میلیون تبریک و 24.5 میلیون تشکر مخصوص!
تبریک به همه ی ملت ایران.
با توجه به تاسفی که از برخی از رویداد ها ی تهران بر دل من نشست، با لحنی لرزان پیروزی 40 میلیونی ملت ایران در انتخابات رو تبریک می گم. دیدیم که در نماز جمعه رهبر عزیزمون هم دلشکسته بود و این پیش بینی رو می کرد که برخی بیگانگان بخواهند شیرینی این پیروزی رو به کام ایرانیان تلخ کنند.اجازه نخواهیم داد.

در مناظره میان آقایان احمدی نژاد و موسوی، احمدی نژاد در بین جملاتشان در پاسخ به اشکال آقای موسوی مبنی بر شکست ایران در ماجرای اسارت رویال مارین های بریتانیایی گفت آقای بلر از ما در نامه ای عذر خواهی کردند.
متن نامه 100/642 و پاسخ آن:




------------------------------------------------------------------------

2 اشکال مطرح شد:
1- چرا احمدی نژاد گفت بلر نامه نوشته است در حالی که نامه از طرف سفارت بریتانیا است
2- چرا احمدی نژاد گفت عذر خواهی کرده اند در حالی که ما لغتی با ترجمه ی فارسی پوزش می طلبم در این نامه ندیدیم.
اشکال اول را نمی توان رد کرد اما از آن هم نمی توان نتیجه گیری کرد که احمدی نژاد دروغ گفته است.زیرا:
در آن موقع سفارت انگلستان نماینده ی تام الاختیار دولت بلر بود و با نظارت ایشان فعالیت می کرد و مثلاً اگر سفارت ایران در انگلستان نامه ای به دولت این کشور بنویسد، رسانه های جهان آن نامه را به پای احمدی نژاد و دولت او می نویسند و اساساً این ادبیات سیاسی است. برخی با استفاده از عوام فریبی از این که احمدی نژاد گفت نامه را بلر نوشته است دروغگویی برداشت کردند. و همچنین این اشکال را نمی توان مردود دانست چون به نظر من احمدی نژاد باید این رو در نظر می گرفت که برای عوام صحبت می کند و همان بهتر بود که می گفت سفارت انگلستان آن را نوشته است!
اشکال دوم کاملاً مردود است. زیرا:


The Embassy assures the Ministry that the points contained in it's note 642/100 have been conveyed to it's authorities as requested, and that its authorities agree on it's importance of avoiding a repetition of such incidents.

ترجمه ی سیاسی آن یعنی غلط کردم ! سایت های بیگانه و بر خی از حامیان آقای موسوی مدعی شدند که ما در این نامه دنبال عذر خواهی گشتیم پیدا نشد! مثلاً یک چنین چیزی:
شخص علیا حضرت ملکه پای تک تک مردم ایران را می بوسند!
مثلاً دنبال لغتی مثل Apologize,Excuses یا Sorry گشتند.آن هم ضعف در شناخت ادبیات سیاسی است.
اوایل آقا ی بلر، بوش و دیگر متحدانش می گفتند که ایران جنگ طلب است و اسارت این ها قانونی نبوده و مدام ایران را تحدید می کردند.و حالا می گویند:

سفارت به آقای وزیر اطمینان می دهد که نکاتی که در نامه ی 642/100 آمده اند، به مراجع ذی ربط انتقال داده شده است و
مراجع قانونی بر اهمیت جلوگیری از تکرار چنین وقایعی توافق دارند...
که برخی گفتند عبارت تغییر رویه دو پهلو بوده و شاید منظور تغییر رویه در رویکرد ایران به مسئله است که این هم از آن حرف هاست! متعهد شدند که ما تغییر کنیم؟!شناسه ی افعال هم مشکل دارد! (نامه ی 100/642 را مطالعه فرمایید)
با بررسی روند تغییر ادبیات سیاسی بیانیه ها و نامه های دولت انگلستان به ایران در میابید که این نامه واقعاً از غلط کردم هم گذشته است. باز هم بی سوادی برخی آقایان مشخص می شود.

دوستانه عرض کنم، ما ملت ایران، در رابطه با سربازان انگلیسی متحمل فشارهای زیادی شدیم که انصافاً به ثمراتش می ارزید.طوری که رسانه های غربی به پیروزی ایران و افزایش قدرت منطقه ای و جهانی ایران اعتراف کردند.مثلاً به خاطر دارم روزنامه ای تیتر زد ملوانان به خاطر پیامبر اعظم بخشیده شدند.دقیقاً زمانی که افکار عمومی را نسبت به اسلام و به خصوص شخص پیامبربدگمان می کردند.نتیجه این شد که همه ی ما احساس سر افرازی می کردیم.حالا نامزد ریاست جمهوری در رسانه ی ملی این اقدام رو مورد حمله قرار میدهد و از اون به عنوان سرافکندگی(!) برای ایران یاد می کند. جسارتاً این یعنی خندیدن به ریش همه ی ایرانیان و مسلمانان.من به این می گم خیانت به وطن.
احساس می کنم هر اشکالی که به احمدی نژاد در مناظرات وارد شد، به تعداد آرای او در صندوق ها افزود.
لطفاً نظر بدهید.

Thursday، June 04، 2009

مناظره محمود احمدی نژاد با میر حسین موسوی



یسم الله الرحمن الرحیم


مناظره شگفت انگیزی بود.این اولین باری بود که اسامی مفسدین که از قضا
سران و به اصطلاح پایه گذاران و البته خوارج از راه انقلاب بودند،از
رسانه ملی و به دست یک مسئول عالی رتبه پخش می شد.آیا منتظر همین نبودید؟
نمی خواستید که احمدی نژاد مفسدین و سران مافیا ها را بشناساند؟بر چه
کسی فساد مالی کروبی، کرباسچی، فرزندان آقای هاشمی و ناطق نوری و دوستان
ایشان پوشیده است؟تا دیروز فساد در خانه های اینها بود و امروز آشکار شده
و شمشیر را از رو بستند.ما منتظر همین روز بودیم.وقت آن بود که مرز بندی
ها مشخص شود.وقت آن است که ثابت کنیم اهل کوفه نیستیم و رهبر خود را تنها
نمی گذاریم. زمان سکوت حسن برای حفظ وحدت به سر رسید و اکنون نوبت فریاد
اباذر ها و قیام حسینی ها است.

حالا مشکل شما این است که چرا قبل از حکم دادگاه نام این اشخاص مطرح
شد؟جواب را که دادید،اساسا چون احمدی نژاد چیزی از فلسفه ی وجودی دادگاه
نمی داند. رو کردن حقایق و دست شما قانون گریزیست.احمدی نژاد اول باید
خود قاضی دادگاه را به پای محاکمه بکشاند!می فرمایید رئیس تشخیص مصلحت و
کاندیدای ریاست جمهوری و دوستان و انصار ایشان را به دادگاه خودشان
بکشیم؟!بد زمانی شده. کسی که حکومت را مفت چنگ خود و خانواده ی خود می
داند را چطور می توان به سرپیچی از احکام حکومتی و قوانین ملی و اسلامی محکوم کرد؟
مگر پیش ازاین سعی نکردیم؟ماجرای توتال فرانسه و نظایر آن با پسران هاشمی پیگیری
نشد؟نه.به خدا قسم که هر چه برای ملت سکوت و سازش شد نتیجه نگرفتیم.دست
از این زبان بازی ها برای عدالت و قانون و انقلاب بردارید.حداقل برای
رهبر سجاده آب نکشید.همه ی ما به صراحت می دانیم که هر چه کردیم چاره ساز
نشد و منتظر یک خروش و فریاد بودیم.و راه حل همین است که شد.همیشه می
گفتند احمدی نژاد شهامت نام بردن از مفسدین را ندارد.تحویل بگیرید.نام
برد.واقعا برخورد شما چه خواهد بود؟سران به اصطلاح فقیه اصلاحات را
دادگاهی می کنید؟ پاسخ ما روشن است و برخورد محکم احمدی نژاد از حمایت
رهبری برخوردار می باشد و وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد،ارتش دنیا
نتواند که جوابم دهد.
می بینیم همه ی کسانی که زخم خورده ی شمشیر عدالت در این 4 سال هستند، در
یک جبهه آمدند. حق دارند. مال و جاه دنیا برای منافقان و کسانی که در
لباس دین کار دنیا می کنند، ارزش جنگیدن دارد.آمده اند که بی عدالتی را
تئوریزه کنند.تا دیروز دادگاهی بودند و اختلاص و رشوه و فسادشان شهره ی
خاص و عام بود.حالا دم از مبارزه با بی عدالتی میزنند.
پیروزی همه جانبه ی محمود احمدی نژاد در مناظره انتخاباتی با آقای موسوی
را به حامیان راه سبز عدالت تبریک عرض می کنم و از خداوند منان برای
ایشان و همه ی ملت ایران، سلامت و سربلندی را آرزومندم.
برای تشخیص جبهه ی حق از باطل یه یاد داشته باشیم که:
با علی در بدر بودن شرط نیست
ای برادر نهروان در پیش روست...
یا علی
محمد برزگر

Monday، June 01، 2009

بیست سوال از مهندس میرحسین موسوی




جناب آقاي مهندس ميرحسين موسو ي با سلام ضمن احترام كامل به جنابعالي و اظهار خوشحالي از اين كه پس از 20 سال عزلت نشيني سياسي باز به عرصه آمده ايد، براي روشن شدن افكار عمومي چند سؤال اساسي را كه در اذهان جامعه تداعي شده، مطرح مي‌نماييم و اطمينان داريم كه اقتضاي روشنفكري و ستايشتان از روحيه پرسشگري جوانان ، پاسخگويي شفاف به سئوالات خواهد بود


1 - دليل استعفاي شما از نخست وزيري در شهريور سال 67 چه بود؟ چه اتفاقي افتاده بود كه بدون اطلاع امام و رئيس جمهور وقت، آيت‌ا... خامنه اي؛ از سمت خود كناره گيري كرديد؟ آن چه در نامه امام اشاره شده، گلايه جنابعالي از مجلس به خاطر عدم تاييد همه وزرا ي كابينه باعث اين استعفا شده است. شايان ذكر است بر اساس قانون اساسي، پيش از بازنگري در صورت تشكيل مجلس جديد، دولت موظف بود مجددا براي كابينه خود راي اعتماد بگيرد كه اين شرط در متمم قانون اساسي حذف شده است . زماني كه مجلس سوم تشكيل شد، با اين كه گرايش اكثريت مجلس چپ (هواداران نخست‌وزير) بود شما نتوانستيد براي همه وزراي كابينه راي اعتماد مجدد بگيريد از اين رو دراعتراض به عملكرد مجلس بدون اطلاع امام و رئيس جمهور وقت، آيت‌ا... خامنه اي، استعفا كرديد كه مورد اعتراض شديد امام قرار گرفت، امام طي بيانيه اي خطاب به شما فرمودند:” جناب آقاي موسوي، نخست وزير محترم. نامه استعفاي شما باعث تعجب شد.حق اين بود كه اگر تصميم بدين كار داشتيد، لااقل من و يا مسؤولا‌ن رده بالاي نظام را در جريان مي‌گذاشتيد.در زماني كه مردم حزب ا... براي ياري اسلام فرزندان خود را به قربانگاه مي‌برند چه وقت گله و استعفا است. شما در سنگر نخست وزيري، در چهارچوب اسلام و قانون اساسي، به خدمت خود ادامه دهيد. در صورتي كه نسبت به بعضي از وزرا به توافق نمي‌رسيد، چون گذشته عمل مي‌شود اين حق قانوني مجلس است كه به هر وزيري كه مايل بود را‡ي دهد.تعزيرات از اين پس در اختيار مجمع تشخيص مصلحت است، كه اگر صلاح بداند به هر ميزان كه مايل باشد در اختيار دولت قرار خواهد داد.همه بايد به خدا پناه بريم؛ و در مواقع عصبانيت دست به كارهايي نزنيم كه دشمنان اسلام از آن سوء استفاده كنند.مردم ما ازاين گونه مسائل در طول انقلاب زياد ديده‌اند، اين حركات هيچ تأثيري در خطوط اصيل و اساسي انقلاب اسلامي ايران نخواهد داشت.” ( صحيفه نور، ج21‌، ص: 124) به‌راستي جناب عالي كه در آخرين سال نخست وزيري تان آن هم در آن شرايط بحراني كه به تازگي ايران قطع نامه را پذيرفته بود، به خاطر عدم تاييد يكي دوتن از وزرايتان بدون اطلاع امام و رئيس جمهور استعفا داده ايد، در صورت رئيس جمهور شدن با مجلس هشتم چگونه تعامل خواهيد كرد؟! آيا اگر مجلس با شما نيزهمانند دكتر احمدي نژاد برخورد كند هر هفته چند بار استعفا خواهيد داد؟! آيا با اين روحيه ميتوان عنان دولتي را در دست گرفت كه مجلس آن اينگونه با رئيس دولت برخورد ميكند و مجمع تشخيص مصلحت، آنگونه؟! آيا در صورتي كه جنابعالي پيروز شويد و رئيس مجمع تشخيص مصلحت و جريان ايشان رسما از پايان پذيرفتن دوران مدارا سخن بگويد وبه هر مناسبتي به شما حمله كند چه خواهيد كرد؟! در برابر بيش از 40 هزار سياه نمايي وبيش از 3000 تخريب كه نسبت به دولت نهم انجام شده، اگر يك دهم اين حجم نسبت به دولت جنابعالي صورت گيرد چه عكس العملي از خود نشان خواهيد داد؟


2- در جمع اعضاي ستادتان گفته بوديد : ”ما همه امسال دور هم براي تغيير اساسي جمع شده ايم. ميل به تغيير از روي هوا و هوس نيست. بلكه به دليل نيازي است كه احساس مي كنيم كشور به آن دارد. افرادي كه به اين مسأله فكر مي كنند و در اين جا حضور دارند چنين چيزي را در ذهن دارند كه روندها، روندهاي مناسبي براي پيشرفت كشور نيست و خطراتي متوجه كشور است و برنامه هايي كه اجرا مي شود، شايسته خواسته هاي به حق مردم نيست. آن چه كه باعث اين حركت شده است و ما دور هم جمع شده ايم، اين است كه حركت ها متناسب با عظمت انقلاب و اهدافي كه انقلاب اعلام كرده است و ظرفيت هايي كه انقلاب ايجاد كرده، نيست و چه بسا انحرافاتي هم در اين رابطه وجود داشته باشد، لطفا بفرماييد آيا در شرايطي كه كارگزاران و حزب مشاركت عنان كشور را در دست داشتند روند را براي پيشرفت كشور مناسب تر مي ديديد كه به‌رغم دعوت هاي مكرر براي حضور در صحنه انتخابات احساس وظيفه نمي كرديد؟! آيا وقتي كه در 8 سال دوران به اصطلاح اصلاحات در سايه سار جامعه مدني كه جناب‌عالي در نامه اخيرتان به آقاي خاتمي به آن افتخار كرده ايد! مهم‌ترين ارزشهاي اسلام و انقلاب مورد تهاجم قرار مي‌گرفت، بر تظاهرات عليه خدا تاكيد ميشد، استيضاح امام زمان (عج) در ملا عام از سوي دبير كل حزب مشاركت جايز شمرده مي‌شد، امام حسين (ع) خشونت طلب خوانده مي‌شد، افكار امام از سوي اكبر گنجي _عضو حزب مشاركت_ قديمي و شايسته موزه تاريخ دانسته شد و جامعه مدني به جاي جامعه ولايي و مهدوي نشست، انقلاب از مسير خودش منحرف شد يا اكنون كه شعارهاي امام و انقلاب در بلندترين تريبون‌هاي سياسي جهان از جمله سازمان ملل، توسط رئيس جمهور به گوش جهانيان ميرسد ونسيم روح بخش اسلام ناب محمدي، فضاي جهان را آكنده از عطر وجود خود ساخته است؟! آيا زماني كه در سايه سياست هاي منفعلانه دولت اصلاحات، تمامي سايتهاي هسته اي ما در زير دوربينهاي آژانس مهر و موم شده بود و كشورهاي زورگوي اروپايي و آمريكا اجازهِ حتي 3سانتريفيوژ را به ما نمي دادند واز اين بدتر حتي دانشمندان هسته اي ما را از تحقيق و مطالعه در اين باره محروم كرده بودند، كشور در حال پيشرفت بود يا اكنون كه در سايه ايستادگي و مقاومت دولت نهم كشور به غني سازي اورانيوم رسيده، هزاران سانتريفيوژ در اختيار داريم؟! آيا جز اين است كه دستيابي به ماهواره اميد و تكنولوژي موشك پرتاب ماهواره قبل از كره شمالي كه سال ها در اين زمينه كار كرده، با برنامه ريزي و مديريت دولت نهم به دست آمده است؟ پيشرفت هاي شگرف در حوزه بهداشت و درمان كه بر كم‌تر كسي مخفي مانده، در تاريخ ملت ايران بي نظير است. در صنايع دفاع نيز با دستيابي به پيشرفته ترين سلاحهاي موشكي، قايقهاي پرنده و.... دشمن را از حمله نظامي به ايران نا اميد كرده‌ است. در توليد سيمان كه ساعتها وقت مردم را در صف مي گرفت به جشن خود كفايي رساند. فولاد نيز كه يكي از عمده ترين مواد اوليه كارخانه هاي ما را تشكيل مي دهد، با رسيدن به مرز 18 ميليون تن كه 8 ميليون آن مربوط به اين دولت است، به‌زودي كشور را به خود كفايي مي رساند. آقاي موسوي! قرار بود طبق وعده اي كه به اعضاي ستادتان داده ايد انصاف را رعايت كنيد و از تخريب ديگران بپرهيزيد، ولي چه شده است كه در همان جمع از جاده انصاف خارج شده، با ناديده گرفتن پيشرفتهاي دولت نهم سخنان خود را با تخريب آغاز كرده ايد؟!


3- در نامه به آقاي خاتمي “پيشرفت هاي به‌دست آمده در انرژي هسته اي و ارتقاي موقعيت جهاني نظام و كشور “را از ثمرات دوران رياست آقاي خاتمي دانسته‌ايد كه “دركشان به مرور زمان و يا نگاه‌هاي عميق نياز دارد”! به‌راستي به اين جملاتي كه نوشته ايد باور داريد يا فقط در راستاي تبليغات انتخاباتي به رشته تحرير در آورده ايد؟! اين در حالي است كه خود حضرت عالي در جمع اعضاي ستادتان اظهار داشته ايد: ”ما درسالهاي اخير در مواردي كه تلاش و ثبات مديريت داشته ايم، پيشرفت خوبي كسب كرده ايم. تكنولوژي هسته اي و صنايع موشكي و سلولهاي بنيادي جزو آنها هستند. سال گذشته سال رشد و شكوفايي اين استعدادهايي بود كه از طريق رهبري اعلام شده بود و پيشرفت هاي خوبي داشت و از كساني كه به اين مساله كمك كردند بايد تقدير كنيم. از خود دولت هم كه زحمت كشيده، بايد تقدير كنيم. (مردم سالاري، 15/1/88 ص3) اين در حالي بود كه در دولت آقاي خاتمي، به تعليق افتخار ميشد و در مجلس ششم براي پذيرش تعليق كامل هسته اي طرح سه فوريتي ارايه مي گرديد! درباره ارتقاي جايگاه ايران در جهان نيز در سايه شعار غرب پسند گفت و گوي تمدنها حاصل نشد، چرا كه در همان شرايط و در حالي كه نامه دولت اصلاحات مبني بر آمادگي كامل جهت پذيرش تعليق و خلع سلاح حزب ا... لبنان ودست برداشتن از حمايت از فلسطين نوشته شد، آمريكا، ايران را محور شرارت خواند و همواره مورد تهديد اسراييل و آمريكا به حمله نظامي قرار داشتيم. ولي در سايه ايستادگي دولت نهم وسياست تهاجمي به دشمن كه بارها مورد تحسين مقام معظم رهبري قرار گرفته و اقتضاي روحيه حماسي ملت ايران است، سايه تهديد برداشته شد و ايران اسلامي به اوج عزت و اقتدار رسيد؛ به گونه‌اي كه دشمنان نه تنها قادر به تهديد ما نيستند بلكه سناتورها ي دموكرات آمريكا، دبيركل اتحاديه عرب و ديگران به اين نكته اعتراف ميكنند كه نميتوان ايران را در منطقه به حساب نياورد و تنها راه، مذاكره با ايران است .لطفاً نظر صريح خود را راجع به نهضت آزادي روشن و شفاف اعلام نماييد؟


4- جناب‌عالي با بيان اين كه “متاسفانه پنهان كردن اطلاعات تبديل به يك تكنيك شده است”، گفته ايد:” نظام اجرايي و اقتصادي ما واقعا به راه درست نمي رود مگر اين كه ما دست از اين كارها برداريم. اطلاعات مربوط به نفت و قراردادهاي نفتي بايد براي مردم بازگو و گفته شود، حق مردم اين است كه از آن اطلاع داشته باشند. بايد بدانيم مردم با حكومت و نظام دشمن نيستند ولي طالب صداقت و شفافيت هستند.” سپس افزوده ايد: ”آنها كه فرنگ نشسته اند و محاسبات دقيقي دارند، يقينا ميتوانند محاسبه كنند كه ما چقدر ذخيره ارزي داريم يا نداريم، ولي كارشناسان مسوول و دلسوز كشور و نمايندگان كشور و مردم ما به دليل اين كه اطلاعات پنهاني و سري است، اطلاعي از آن ندارند. فقط صرف گفتن اين كه براي چند دوره دولت هاي بعدي هم ذخيره ارزي داريم كه نمي تواند قانع كننده باشد” براستي دادن اين اطلاعات به مردم فقط در اين دولت مي بايست انجام مي گرفت يا در دولت هاي گذشته هم مي بايست كساني كه شعار خود را “دانستن حق مردم است” قرار داده بودند براي مردم شفاف بيان ميكردند؟! آيا در 8 سال دولت شما و دولت هاي 16 ساله آقايان خاتمي و هاشمي اين اطلاعات به مردم داده شد كه امروز اين انتظار را از دولت نهم داشته باشيد؟! آيا مردم از مصارف درآمد حداقل 800 مليارد دلاري زمان شما مطلعند؟! طبيعتا در آن هنگام اگر كسي چنين چيزي را مطالبه مي كرد در پاسخش گفته مي شد كه ما نماينده مردم هستيم و آن ها به ما راي داده اند واعتماد دارند و نيازي به بيان اطلاعاتي نيست كه دشمن از آن سوء استفاده مي كند. والبته اين منطق درستي است چرا كه اطلاعات دشمن اگر از سوي مقامات رسمي كشور تاييد شود براي او بسيار نافع تر است ودانستن اين گونه اطلاعات نيز چندان براي آحاد مردم سودي ندارد.ازجمله اموري كه مايل به شفافيت آن هستيدآن است كه “مي خواهيم يك ليست و سندي به مجلس و ملت داده شود كه ما حدود 270 ميليارد دلار پول نفت را كجا هزينه و صرف چه كرديم؟” يا يك ميليارد دلار از بودجه 86 كه ديوان محاسبات مجلس ايراد گرفته در كجا هزينه شده است؟ در اين موضوع هم اين براي اولين بار است كه در 30 سال انقلاب از دولت خواسته مي شود كه اين اطلاعات دقيق را به مردم بدهند. البته مسؤولان نظارتي، اين اطلاعات را دراختيار دارند وجالب اين كه كساني اين اطلاعات را مي خواهند كه در دوره مسؤوليتشان حتي براي دادن اين گونه اطلاعات به مسؤولان مربوطه مشكل داشتند. جناب آقاي ميرحسين! چگونه است كه شما به ايراد ديوان محاسبات مجلس به بودجه 86 كه دولت در پي برطرف كردن ايراد آن است خوب توجه داريد؛ ولي از واريز نشدن 6 ميليارد دلار پول نفت در گذشته به خزانه كه همان ديوان محاسبات تذكر داده است غفلت مي كنيد ؟ آيا شفافيت د ريك جا مطلوب است ودر جاي ديگر نامطلوب؟!


5- راجع به ماجراي ژنو در مشهد فرموده بوديد: " افتضاح سوييس نتيجه افراطي گري رييس جمهور بود" و همچنين : " تكرار اين مسايل حيثيت جمهوري اسلامي را تهديد مي كند" مگر مبارزه با استكبار جهاني و صهيونيسم مسايل هميشگي و حيثيتي انقلاب و نظام ما نبوده است؟ اگر نظرتان عوض شده است و يا صورت مساله تغيير كرده است، لطفا بفرماييد احيانا چه مسايل ديگري هم هست كه در ديدگاه شما عوض شده است؟


6- شما كه نگران بد اخلاقيهاي انتخاباتي و استعمال شيوه هاي غير اخلاقي هستيد! چطور در برابر اين همه حتاكي، توهين و بي بند و باري در تخريب اطرافيانتان عليه دولت نهم و شخص دكتر احمدي نژاد، عكس العمل نشان نمي دهيد؟


7- وضع كشور را اسف بار توصيف و دولت را متهم به بي برنامگي و روزمرگي كرده ايد، لطفا با پرهيز از كلي گويي، كمي از برنامه هايتان را براي بهبود اوضاع تشريح فرماييد ؟؟


8- در دوره اي که مديريت فرهنگي کشور بدست وزير لندن نشين آقاي خاتمي اداره ميشد وپرچم استحاله فرهنگي ودين ستيزي گسترش پيدا مي کرد و ولنگاري وهرهري مذهبي وتقدس زدايي توسط همان به اصطلاح اصلاح طلبان هدايت مي شد و مراجع عظام تقليد و نخبگان کشور با تحصن وسخنراني اعتراض خود را اعلام داشتند ومقام معظم رهبري صراحتا از مديريت واداده فرهنگي شديدا انتقاد نمودند ولي متاسفانه آقاي خاتمي انديشه هاي مهاجراني را همان انديشه هاي خود معرفي کرد و شما که امروز پا در عرصه تکليف مداري گذاشته ايد، چرا همراه تکليف مداران نداي اعتراض سر نداديد وخلوت هنري خود را برهم نزديد ؟


9- بعد از روي کار آمدن دولت اصلاحات کساني که تا پيش از آن از فضاي باز فعاليت دانشجويان سخن مي گفتند، رسماً جنبش دانشجويي را "حرف مفت" لقب دادند ( سعيد حجاريان) و گفتند که: دانشجويان کارشان تمام شده است؛ از اين به بعد بايد به کار خودشان برسند. (تاج زاده) آيا فکر نمي کنيد نگاه اصلاح اطلبان پيرامونتان اين بار هم به جنبش دانشجويي ابزاري باشد؟ و اساسا چه شده است، كه اين "حرف مفت" دوباره به كار آمده است .


10- برخي معتقدند مواجهه جمعي از اصلاح طلبان با طرح تحول اقتصادي دولت نهم صرفاً سياسي است. از جمله دلايلي که وجود دارد، اين است که افرادي مثل آقاي مهدي هاشمي رفسنجاني، سعيد شيرکوند، محمد حسين شريف زادگان و... همه از هدفمند کردن يارانه ها در ابتداي امر استقبال کرده بودند. اما با جدي شدن اين طرح، عنوان "گداپروري" به آن داده شد. سؤالي که وجود دارد اين است که اگر پرداخت نقدي يارانه‌ها گداپروري است، چرا آقايان کروبي و هاشمي رفسنجاني در انتخابات رياست جمهوري گذشته از پرداخت نقدي 50 هزار توماني و 70 هزار توماني سخن به ميان آوردند؟ آن موقع گداپروري نبود؟ فکر نمي کنيد قضاوت هاي اقتصادي اصلاح طلبان هم سياسي است؟ آيا اين دست قضاوت ها را به ضرر مصالح کشور و مردم و مستضعفين جامعه نمي دانيد؟


11- گويا نگران استفاده از امكانات دولتي براي تبليغات انتخاباتي بوده ايد و اطرافيانتان مكرر فتوا به حرمت آن مي دهند! دغدغه ستودني است اما بفرماييد چرا دفتر روزنامه اطلاعات و امكانات اين موسسه دولتي، دانشگاه الزهرا و ... به طور كامل براي تبليغات انتخاباتي در اختيار شماست ؟!


12- خود را اصولگراي اصلاح طلب خوانده ايد، بيان ارزشمندي است اما اصولگراييتان با اصلاح طلبي اصلاح طلباني كه پيرامونتان حلقه زده اند و هيچ نسبتي ما بين خود و اصول قايل نيستند و عملكرد 8 ساله شان نيز مبيين اين موضوع بوده است، چگونه تعريف مي شود؟ مگر اينكه پايبندي به اصول و ارزشهاي ديني، ولايت پذيري ، استعمار ستيزي، حمايت از محرومين و مظلومين و مستضعفين، مبارزه با فساد اخلاقي و اقتصادي و اجتماعي ديگر جزو اصول نباشد ؟؟


13- اگر شما امروز با گفتمان انقلاب وارد عرصه شده ايد آيا اين نشانگر مايوس بودن شما دردوره شانزده ساله مديريت قبلي جهت اصلاح امور نيست ؟حتما امروز به دليل برگرداندن فضاي ارزشي وگفتمان انقلاب توسط رييس جمهور مکتبي جناب آقاي دکتر احمدي تژاد ،شما نيز اميدوارتر شديد وبا اين گفتمان در صدد جمع آوري آراي مردم هستيد ؟سوال اساسي جوانان از شما اين است چرا در دوره هفتم انتخابات رياست جمهوري با گفتمان اصلاحات همراه شديد ؟ ودر دوره هشتم که وضعيت کارکرد اصلاحات در کشور به وضوح مشخص شده بود دوباره اجازه استفاده ابزاري از نام وعکس خود به منحرفين از آرمان هاي حضرت امام داديد؟


14- مهم ترين دليل که آقاي موسوي براي حضور امروز و سکوت ديروز خود ادعا مي کند، قانون شکني و ساختار گريزي دولت دراين چهار ساله است، و ضمنا مدعي حرکت صحيح دولت هاي گذشته اند، اما آيا اين اعتراض مردم به حرکت دولت هاي گذشته نبود که باعث روي کار آمدن همين دولت شد؟


15- آقاي کروبي پيش‌تر انتقادات مفصلي را نسبت به اصلاحات طرح کرده بود. وي گفته بود: «من هيچ شبهه ندارم اگر دوباره پيروز شويم و يك مقدار جلو برويم همان قضايا (تندروي‌ها) دوباره شروع خواهد شد.» وي همچنين با نفي وجود خارجي جبهه اصلاحات افزوده بود: «اگه جبهه اي وجود داشت كه كار به اينجا نمي كشيد. جبهه كجا بود؟ يك عده ورشكسته دور هم جمع شده ايم و مي گوييم جبهه. لطيف صفري مي گفت جبهه دوم خرداد 18 گروه‌اند ولي 12 نفرند!» البته شخص آقاي خاتمي هم پيش از اين بر وجود برخي تندروي ها صحه گذاشته بود. وي گفته بود: «بدون اينکه بخواهم کسي را محکوم کنم، اما از اين نکته نيز نبايد بگذريم که هم در طرح مسائل و هم در پيگيري آن از سوي برخي اصلاح طلبان تندروي وجود داشت و همين مانع موجب طرح اولويت هاي اصلاحات به صورت گام به گام شد.» اولا موضع شما نسبت به انتقادات آقاي کروبي چيست؟ اين انتقادات را مي پذيريد يا شما هم مثل برخي دوستانتان کروبي را پير و سازشکار يا قدرت طلب مي دانيد؟ ثانياً اگر در جبهه اصلاحات تندروهايي وجود دارند و آقاي خاتمي هم به حضورشان اعتراف دارند، اين تندروها چرا هيچ وقت مشخص نشدند و از جريان اصلاحات کنار گذاشته نشدند؟ خاتمي دروغ مي گفت؟ يا واقعا تندروي هايي وجود داشت؟ و يا اينکه او توان کنار گذاشتنشان را نداشت؟ اين پارادوکس را چگونه حل مي کنيد؟ وقوع مجدد اين اتفاق بديهي را در صورت پيروزيتان چطور تحليل مي كنيد و چه تدبيري براي كنترل اين جريان در چهارچوب اصولي كه از آن دم مي زنيد داريد؟


16- برخي بر اين باورند که اصلاح طلبان فقط زمان انتخابات ياد مردم و سفر به شهرستان ها مي افتند و در ساير بازه هاي زماني توجهي به مشکلات مردم ندارند. البته به اين موضوع خود اصلاح طلبان هم معترفند. آقاي محمود يگانلي در اين خصوص گفته بود: «دوم‌خردادي‌ها از مردم عقب افتادند. نقد منتقدان به گروههاي اصلاح طلب مبني بر ضعف ارتباط آنها با بطن جامعه انتقاد واردي است.» آقاي اصغرزاده هم گفته بود: «اصلاح طلبان بايد ميان خود با مردم آشتي ايجاد کنند. در اين صورت مشارکت مردم افزايش يافته و افکار و برنامه هاي اصلاح طلبان از حمايت و اقبال بيشتري برخوردار خواهد بود.» و آقاي سعيد حجاريان اذعان کرده بود: «مشکل ما مجلس و شوراي نگهبان نيست و با همين ها هم مي توان کار کرد. مشکل اصلاح طلبان پايگاه اجتماعي آنهاست.» آيا اين نقد را مي پذيريد؟ چگونه است که اصلاح طلبان از يک سو از مردم و حقوق مردم سخن مي گويند و از سوي ديگر خود به بي توجهي به مردم معترفند؟ طبعاً اين پارادوکس ها چندان خوشايند نيست؟ چگونه اين مسئله را پاسخ مي دهيد؟


17- دولت را متهم به تحجر مي کنيد و خود مدعي خط اماميد. آقاي مهندس تحجر در ديدگاه حضرت امام(ره) تعريف و شاخص دارد (منشور روحانيت) تحجر که يک انگ سياسي و يک فحش ژورناليستي نيست که هر کجا خواستيم خرجش بکنيم، تحجر يک مفهوم تئوريک دارد. درديدگاه امام تحجر داراي دو شاخصه اصلي است "گوشه نشيني و تنزه طلبي" و شما 20 سال است که از مصاديق أعم تحجر هستيد. توضيحات تان راجع به آن اتهام و اين عملکرد چيست؟ ( لطفا نگوييد که منزوي شده بوديد ويا در صحنه بوديد و ديده نشده ايد، ليست بلندي از خبرنگاران و شخصيتها وجود دارد، که به کراّت در موضوعات مختلف در سالهاي اخير به شما مراجعه کرده اند و حاضر به مصاحبه و اظهار نظرنشده ايد.)


18- آقاي عباس عبدي پيش از اين گفته بود: «اصلاح طلبان همه گاف داده اند، اول بايد بنشينند و گذشته را نقد كنند. اگر اين كار را صادقانه انجام دادند، آن وقت مي شود گفت در حال انجام دادن كاري هستند.» وي همچنين افزوده بود: «هيچ كاري نمي شود كرد. بايد بروند در خانه بنشينند يا اينكه در خيابان راه بروند.» آيا سرانجام فرصتي براي نقد گذشته مهيا شد؟ بالاخره فرصت کرديد تعريفي روشن از اصلاحات ارائه کنيد؟ آقاي خاتمي پيش از اين گفته بود: «گفتمان اصلاح طلبي گاهي تنه به تنه ليبراليزم زده است. چون ما مشخص نكرده ايم نظر مستقل خودمان چيست.» آقاي ذاکري هم گفته بود: «مهمترين شعار گروههاي دوم خرداد مگر اصلاحات نبود؟ از جمله مشکلات اين است که چيزي را تعريف نکرده بر زبان جاري مي کنيم و هر کس اعتقادات شخصي خود را به بهانه آن بيان مي کند.» آقاي خاتمي هم البته گفته بود که "هر کسي از ظن خود يار اصلاحات شد". شما كه اكنون پايگاه انتخاباتي تان و تبعا در صورت پيروزي كابينه آتي تان را جبهه اصلاحات قرارداده ايد، آيا مطلعيد، كه آيا بالاخره اين فرصت دست داد که بنشينيد و گذشته پر چالش اصلاحات را مرور کنيد و به نقد بکشيد؟ آيا تعريف اصلاح طلبي بالاخره مشخص شد؟ آيا جرأت نقد در جريان اصلاحات وجود داشت؟ يا اينکه تندورهاي اصلاحات هنوز هم مانع آن مي شوند؟


19- از جدي ترين نقدهايي که شما و دوستانتان متوجه دولت مي دانيد، نقدهاي اقتصادي است. سؤال اينجاست که اگر اقتصاد در تصميم گيري هاي سياسي براي شما موضوعيت دارد، چگونه نگاه کارگزاراني راست را با نگاه چپ ميرحسين پيوند مي دهيد و در عين حال از آقاي خاتمي که جهت گيري مشخص اقتصادي به اذعان کارشناسان اصلاحات نداشته است، حمايت مي کنيد؟ آيا انتقادات اقتصادي صرفا بهانه اي براي تخريب دولت نيست؟ انتقادات اصلاح طلبان از اقتصاد کارگزاراني را به خاطر داريد؟ چگونه است که آن نگاه الآن در دل اصلاحات وجود دارد؟ اقتصاد در قضاوت شما نسبت به مسائل سياسي نقش دارد يا ندارد؟ اگر دارد چرا اين چنين بين دو نگاه صد در صد متفاوت سرگردانيد؟


20- آقاي عباس عبدي در جايي مي‌گويد: «اين را مي دانم که نزد دوستان اصلاح طلب انتخابي وجود ندارد. آنان به سوي سرنوشتي مي روند که چندان گريزي از آن ندارند. آنان قدرت و اعتبار خود را چنان به افراد زده اند که چيزي ديگر از آنان باقي نمانده است... بيشترين خطر را در اين مي بينم که اعتماد و اعتباري که سال ها کسب شده بود و مي توانست در بزنگاه هاي لازم مورد استفاده قرار گيرد، اکنون از ميان رفته است و چيزي از آن باقي نمانده است و اين رخ نداد مگر به خاطر نابخردي و...» برخي بر اين باورند که اصلاحات توان زايش نيروي جديدي را ندارد و از روي ناچاري به تنها چهره هاي موجود خود چنگ مي زند. چرا چهره جديدي در جبهه اصلاحات متولد نمي شود؟ نظر شما در خصوص تحليل آقاي عبدي از ماجرا چيست؟
ما اهل کوفه نیستیم...

Friday، May 29، 2009

اعلام حمایت از احمدی نژاد


وبلاگ رهرو، حمایت خود را از رئیس جمهور مقتدرو وفادار به ایران و شعائر اسلامی،محمود احمدی نژاد در انتخابات دهم ریاست جمهوری اعلام می کند.
بیایید ثابت کنیم که اهل کوفه نیستیم.

چند سوال از جناب آقای میرحسین موسوی:
جناب آقای موسوی، آقاي سراج‌الدين موسوي كه اكنون از فعالان و مسئولان ستاد شما هستند، در دوران نخست وزيري جناب‌عالي از فرماندهان كميته انقلاب اسلامي بوده و همان كسي است كه بخشنامه‌اي را كه « جمع كردن دختران و پسران بد حجاب از سطح شهر، عدم صدور گواهينامه و ويزا و ... براي زنان و مردان بدحجاب، كوتاه كردن اجباري موهاي پسراني كه از حد متعارف بلند بود و ... » از مفاد آن بوده‌اند، ابلاغ كرد و باعث شد تا اعتراض‌هاي زيادي در جامعه از اين جريان صورت گيرد؛

و اين در حالي بود كه طرح مبارزه با بدحجابي از حمايت قاطع جناب‌عالي برخوردار بود و باعث شد تا حضرت امام (ره) فرمان هشت ماده‌اي خود را در دفاع از حقوق شهروندي ابلاغ كنند. سئوال اين است كه آيا اين آقا تغيير كرده‌اند يا شما روند متضادي را در حال و آينده پيش خواهيد گرفت؟

-درآمد جمهوري اسلامي ايران در طول هشت سال دفاع مقدس 400 ميليارد دلار بوده و به اذعان بانك جهاني و تمام ارگان‌هاي مالي بين‌المللي، ارزش دلار به شدت پايين آمده و اين عدد معادل 1600 ميليارد دلار فعلي است يعني براي هر چهار سال 800 ميليارد دلار، با توجه به اين كه در آن دوران جمعيت ايران 36 ميليون نفر بوده و مصرف بنزين مصرفي كنوني بوده است و به عقيده كارشناسان حداكثر اگر نصف اين مبلغ يعني 400 ميليارد دلار صرف هزينه‌هاي جنگ شده، پاسخ دهيد نصف بقيه صرف كدام عمران و آباداني اساسي كشور و آذربايجان شده است؟
ديدگاه‌هاي شما بيشتر به صورت واكنشي و غيرعامل مطرح مي‌شود ! برنامه‌هاي كنشي و اثباتي شما براي اداره كشور چه خواهد بود ؟ چرا در اين زمينه كم‌تر توضيح مي‌دهيد؟

-عمده‌ترين دليلي كه در توجيه حضور خود در انتخابات بيان مي‌كنيد، اين است كه « احساس تكليف كردم » يا همفكران و جريانات منتسب به شما در جريان تبليغات انتخاباتي از جملاتي همچون اسلام در خطر است، ايران به ويرانه تبديل شده است و امثال اين‌ها استفاده مي‌كنند، بحث ما اين است كه جريان منتسب به شما 27 سال از سي سال عمر انقلاب اسلامي را در راس قدرت و حاكميت بوده است و اگر قرار باشد ويراني يا كاستي هم باشد، 27 سال آن سهم شماست و شما هم به جاي آن كه پاسخگوي 27 سال باشيد، چطور شده كه مدعي اين سه سال شده‌ايد؟

در دوراني كه دشمنان نظام مقابل كوي دانشگاه رژه رفتند، بحث مشروعيت بخشي به هم جنس‌بازي مطرح شد، خروج از حاكميت و حتي عبور از خاتمي در دستور كار بعضي‌ها قرار گرفت، اسلام و انقلاب به خطر نيفتاد ولي در دوراني كه انديشه اسلامي پشت نظام سلطه را به خاك مالید، اسلام به خطر افتاده و شما و امثال شما احساس راحتي نمي‌كنند؟

Friday، April 17، 2009

How to develop non English applications in VB6

Sometimes you need to develop an application in non English languages like Arabic, Persian etc. and it’s really boring when you see that your well coded program doesn’t work correctly in another computer. For example characters become strange. And maybe some properties like object.RightToLeft don’t work Right. So then if you be a professional coder, the first thing flashes in your mind is how about to write a module which give your program ability of supporting your desire language. Then what? For Example you can input Arabic words in a textbox or in a label or blablabla. Congratulations, what about directions? You can’t still change your Form’s property of RightToLeft to True & menus in Arabic will have a left to right direction. And it’s Boring again. I tell you what. Take it easy, there is no need to waste your time. Visual Basic basically supports Unicode languages like Arabic, Persian and so on; this feature is operational only when Microsoft Visual Basic is installed in a bi-directional 32-bit Microsoft Windows environment.

After installing Microsoft Windows XP you should install some additional languages.

Go to Control Panel>Regional and Language Options>Languages and select “Install Files for complex…” and press apply. Probably Windows ask you for Its CD.

Now you can easily write and read texts in Middle East languages. Let’s get back to where we were.

You are still unable to code in Arabic.

Go to This path: Control Panel>Regional and Language Options>Advanced.

Change language for Non Unicode programs to Farsi or Arabic.

Now try again. You can write Arabic alphabets in a Form’s Caption or in a Label.

Don’t be happy yet. How about target computer, if you compile your application and Run it in a platform that it’s Regional and Language Options have not been correctly modified, then you still see strange characters and everything goes wrong.

This time, the best thing you can do is writing some code that modifies Regional And Language Options automatically:

There are 3 ways to handle this problem:

1-Using Windows APIs.

2-Modifying some Registry keys under this :

Hkey_Local_Machine\System\Currentcontrolset\control\nls\

3-Asking widows to do this and it’s the best way.

First we create a file that contains local settings. You can find related article here.

Then we shell rundll32.Easy pizy. Ex for Persian:

‘Put a command button in a Form and name it Command1

Private Sub Command1_Click()

Open "c:\TempSetLang.txt" For Output As #1

Print #1, "[RegionalSettings]"

Print #1, "LanguageGroup=13"

Print #1, "SystemLocale=0429"

Print #1, "UserLocale=0429"

Close #1

Shell "Rundll32 shell32,Control_RunDLL intl.cpl,,/f:" & Chr(34) & _

“c:\TempSetLang.txt" & Chr(34)

Kill "c:\TempSetLang.txt"

MsgBox "Please restart the computer."

End Sub

Arabic :



Print #1, "SystemLocale=0401"

Print #1, "UserLocale=0401"



These numbers are Language IDs. As you see, Farsi language ID is 0429 Hex. And Arabic language ID is 0401 Hex. See complete list of language IDs here.

Good Luck
M.Barzegar
mabiran@gmail.com

Tuesday، March 31، 2009

رسیده مژده که آمد بهار و سبزه دمید...


یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال
.
سال 1388 هجری شمسی را به شما هم وطنان عزیزم تبریک می گم و امیدوارم سالی که پیش رو داریم،سالی سرشار از شادی، پیشرفت و خیرو برکت برای ایران و ایرانیان باشد.

از یکی از دوستان قدیمی چنان شرمسارم که حتی از آپ کردن بلاگ می ترسم.تحویل سال برای من بهونه ای بود تا مجددا این بلاگ رو آپدیت کنم.در هر صورت، ان شاء الله تحویل سال برای شما تحویل قلب هم باشد، ساده تر بگم، هر بدی از ما دیدید، ببخشید.

من حدود 20 سال از خدا عمر گرفتم ولی خیلی ها به گردنم حق دارند و احساس می کنم که در عرض چند سال، در لوح سفید دلم چیزی به نام سفیدی نمونده. داشتم با خودم به حرفای معلم اول راهنماییم فکر می کردم. آقای یاوری. خیلی باهاش جور بودیم. چند روز به خاطر فوت مادرش مدرسه نبود. وقتی اومد یه حرفایی زد که بعد از چند سال امشب من رو تکون داد. ما اون موقع بچه فینگیلی بودیم سرمون به بازی گرم بود نفهمیدیم چی گفت. التماس دعا داشت و می گفت شما خیلی پاک هستید، دعاتون می گیره.می گفت این روزا خیلی زود می گذره، تا به خودتون بیاین دوران مدرسه هم تموم شده و بزرگ شدین. به نیمکت ها اشاره کرد و گفت: انگار همین دیروز بود که من اون گوشه ی کلاس جای فلانی می شستم.خلاصه اش کنم. گفت مواظب باشید مثل من یه روز نشه یاد گذشته ها کنید،یاد پاکی و معصومیت بر باد رفته کنید.یه روز نشه بشینید با خودتون فکر کنید که این همه پاکی و سادگی که الان تو دلاتون دارید تبدیل به یک خاطره شدند.بعدش هم بچه ها رو نصیحت کرد به محبت به پدر و مادر و عبادت و درس خوندن و خلاصه این چیزا.یادش بخیر.خیلی مرد خوبی بود. ازش هیچ خبری ندارم. احتمالا اون هم معلمی داشته که همین نصیحت ها رو بهش کرده.وقتی که مادرش فوت شد و عزیزی رو از دست داد، یاد حرفای استاد قدیمیش افتاد...



هر سال جدید با خودش پیام نو شدن رو میاره و ما هر سال احساس می کنیم کهنه تر شدیم!انگار خدا به ما گوشزد می کنه که بنده ی عزیز، هر نفسی که فرو می رود،یک قدم به بهشت زهرا نزدیک تر می شوی، و چون بر می آید قدمی دیگر! و این با کمال طلبی انسان تناقض دارد.خدا به ما هشدار می ده که در نو شدن طبیعت توسط من نشانه هاییست برای اهل تفکر.باید خودتو به من لینک کنی تا جاودان باشی. یاد این حرف از شهید آوینی افتادم که میگه:

وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی،حاصل از حیات ای جان این دم است تا دانی
کام بخشی گردون عمر در عوض دارد،جهد کن که از دولت کام عیش بستانی
دست حق به همراهتون.